دیکشنری فارسی

hesitant

UKhezitənt US'hezıtənt

معنی فارسی

دودل درنگ کننده تامل کننده متامل

معنی کامل و مثال‌ها

/hez´i tǝnt/adj.

● مردد، مولنده، دودل، نامطمئن، مذبذب، مرددانه، دودلانه، تردیدآمیز

a hesitant fighter

جنگجوی دودل

hesitant policies

سیاست‌های تردیدآمیز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking decisiveness of character; unable to act or decide quickly or firmly

واژه‌های دیگر با معنی «دودل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن