echinate
معنی فارسی
خاردار تيغ دار
معنی کامل و مثالها
/ek´i nāt´, e kī´nit/adj.
● (جانورشناسی - زیست شناسی) تیغدار، خارین، خاردار
مترادفها
adjective
(also echinated)
Prickly, bristled.
خاردار تيغ دار
/ek´i nāt´, e kī´nit/adj.
● (جانورشناسی - زیست شناسی) تیغدار، خارین، خاردار
adjective
(also echinated)
Prickly, bristled.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن