elevated ground معنی فارسی زمين بلند واژههای دیگر با معنی «زمين بلند» upland (واقع در) زمين بلند net shot clear ضربه بلند از لب تور به انتهاي زمين banquette زمين بلند درپشت بارويا استحکام ديگر، نشيمن گاه، پياده رو foot-bank زمين بلند در پشت بارو يا استحکام ديگر، پياده رو fair catch بل گرفتن توپ لگدزده يا بلند شده از زمين، يا پرتاب شده (رگبي) long hop توپي که دور از دسترس توپزن از زمين بلند، مي شود (کريکت) knock-on بلند شدن توپ از زمين از ضربه دست بازيگر، (رگبي) slap shot ضربه محکم که تيغه چوب هاکي پشت گوي به، زمين مي خورد و آن را بلند مي کند terrace بهار خواب، مهتابي، زمين تخت و بلند height بلندي، ارتفاع، منتهادرجه