دیکشنری فارسی

far-fetched

معنی فارسی

دور دورودراز زورکي ازدورامده

معنی کامل و مثال‌ها

/fär´fecht´/adj.

(قدیمی) آورده شده از راه دور، دور آورد

(هر چیز باور نکردنی یا غیرمعقول یا غیر معمول) بعید، نامیسر، باور نکردنی، غیرواقع

I could not believe his far-fetched claims

نمی‌توانستم ادعاهای غیر منطقی او را باور کنم.

واژه‌های دیگر با معنی «دور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن