far-fetched
معنی فارسی
دور دورودراز زورکي ازدورامده
معنی کامل و مثالها
/fär´fecht´/adj.
● (قدیمی) آورده شده از راه دور، دور آورد
● (هر چیز باور نکردنی یا غیرمعقول یا غیر معمول) بعید، نامیسر، باور نکردنی، غیرواقع
I could not believe his far-fetched claims
نمیتوانستم ادعاهای غیر منطقی او را باور کنم.