دیکشنری فارسی

fewest

UKfjuːist US'fju:əst

معنی فارسی

کم اندک کمي از چندتا چندي بعضي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (superlative of `few' used with count nouns and usually preceded by `the') quantifier meaning the smallest in number “the fewest birds in recent memory”

واژه‌های دیگر با معنی «کم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن