fimbriate
معنی فارسی
ريشه دار حاشيه دار
معنی کامل و مثالها
/fim´brē āt´/adj.
● (زیست شناسی) لب رشتهدار، لب ساختاری
مترادفها
adjective
(also fimbriated)
Fringed.
ريشه دار حاشيه دار
/fim´brē āt´/adj.
● (زیست شناسی) لب رشتهدار، لب ساختاری
adjective
(also fimbriated)
Fringed.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن