دیکشنری فارسی

fimbriate

معنی فارسی

ريشه دار حاشيه دار

معنی کامل و مثال‌ها

/fim´brē āt´/adj.

(زیست شناسی) لب رشته‌دار، لب ساختاری

مترادف‌ها

adjective
(also fimbriated)
Fringed.

واژه‌های دیگر با معنی «ريشه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن