دیکشنری فارسی

flanked

UKflæŋkt USflæŋkt

معنی فارسی

پهلو ، تهيگاه ، طرف ، دامنه ،

درکنار (چيزي) واقع شدن ، جناح

واژه‌های دیگر با معنی «پهلو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن