دیکشنری فارسی

flimsiest

UKflimziist US'flımzıəst

معنی فارسی

سست بيدوام نرم جزئي ناچيز ناقابل نازک پوچ کاغذنازک

واژه‌های دیگر با معنی «سست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن