دیکشنری فارسی

fluently

UKfluːentliː

معنی فارسی

روان برواني باسلاست فصيحانه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a fluent manner “she speaks French fluently” “Derived from adjective: fluent”

واژه‌های دیگر با معنی «روان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن