foin
معنی فارسی
فروکردن چپاندن انداختن سوراخ کردن
معنی کامل و مثالها
/foin/vi., n.
● (با شمشیر) فرو کردن، ضربه با شمشیر
فروکردن چپاندن انداختن سوراخ کردن
/foin/vi., n.
● (با شمشیر) فرو کردن، ضربه با شمشیر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن