دیکشنری فارسی

fordo

معنی فارسی

نابود کردن کشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr dōō´/vt.

(قدیمی)

نابود کردن، کشتن

(فقط به صورت اسم مفعول) خسته کردن، ازپا درآوردن

واژه‌های دیگر با معنی «نابود کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن