دیکشنری فارسی

fouled

UKfauld USfauld

معنی فارسی

ناپاک پليد گرفته نامساعد زشت ملعون بهم خوردگي تصادم چرک شدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. made dirty or foul “a building befouled with soot” “breathing air fouled and darkened with factory soot”
  2. especially of a ship's lines etc “with its sails afoul” “a foul anchor”

واژه‌های دیگر با معنی «ناپاک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن