دیکشنری فارسی

fragments

UKfrægmənts US(noun) ['frægmənts](verb) [fræg'ments

معنی فارسی

پاره خرده قطعه اثرباقي مانده تکه

واژه‌های دیگر با معنی «پاره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن