freedom of the will معنی فارسی اختيار فاعل مختاري واژههای دیگر با معنی «اختيار» adoption اختيار، اتخاذ، قبول option اختيار، حق گزينش، حق انتخاب optionally اختيار، حق گزينش، حق انتخاب free will اختيار، فاعل مختاري involuntarily بي اختيار، بدون اراده، بطور غير ارادي يا غير عمدي involuntary بي اختيار، غير ارادي، غير عمدي imperium اختيار مطلق، حاکميت مطلق امپراطوري invested with power داراي اختيار، اختيار داده شده absolute authortity اختيار مطلق، اقتدار مطلق jurisdication اختيار قانوني، حق قضاوت، قلمرو