fringent معنی فارسی ريشه مانند واژههای دیگر با معنی «ريشه مانند» rhizomatous داراي ساقه هاي ريشه مانند زيرزميني. xylophilous ريشه کننده روي چوب (مانند بعضي از قارچها)، بوجودامده از چوب. tassel منگله، شرابه، ريشه (در ذرت و مانند آن) fibrinous داراي مودليفي، مانند موادليفي، رشته اي fibrous ريشه دار، ليف دار، ريشه اي filamentous ريشه اي، ليف دار، ميله دار stringy ريش ريش، نخ مانند، ريشه اي fibriform ليف مانند، ريشه اي