fudging
UKfʌdʒiŋ
US'fʌdʒıŋ
معنی فارسی
سرهم بندي کردن ساختن درست کردن چرند سخن بيهوده حکايت ساختگي
سرهم بندي کردن ساختن درست کردن چرند سخن بيهوده حکايت ساختگي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن