دیکشنری فارسی

fulgurate

معنی فارسی

برق زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/ful´gyoo rāt´/vi., vt.

(نادر) آذرخشیدن، نور صاعقه مانند دادن

(مانند نور افکن قوی و چشمک زن) پستا درخشیدن، پستا رخش کردن

(پزشکی) برق کشی کردن (بافت‌ها و غیره)، اخگر سوز کردن

مترادف‌ها

verb neuter
Flash, lighten.

واژه‌های دیگر با معنی «برق زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن