fulgurate
معنی فارسی
برق زدن
معنی کامل و مثالها
/ful´gyoo rāt´/vi., vt.
● (نادر) آذرخشیدن، نور صاعقه مانند دادن
● (مانند نور افکن قوی و چشمک زن) پستا درخشیدن، پستا رخش کردن
● (پزشکی) برق کشی کردن (بافتها و غیره)، اخگر سوز کردن
مترادفها
verb neuter
Flash, lighten.