دیکشنری فارسی

gadder

معنی فارسی

ول گشتن اواره گشتن هرجايي بودن ولگردي سيخ ديلم نيزه

مترادف‌ها

noun
(also gadabout)
1. Rover, idler, rambler, vagrant, loafer.
2. Gossip, tattler, babbler, chatterer, gabbler, prattler, prater, idle talker, talebearer.

واژه‌های دیگر با معنی «ول گشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن