دیکشنری فارسی

getting

UKgetiŋ US'getıŋ

معنی فارسی

بدست اوردن فراهم کردن پيداکردن باعث شدن انداختن رسيدن خوکردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of acquiring something “I envied his talent for acquiring” “he's much more interested in the getting than in the giving”

مترادف‌ها

noun
Acquisition, acquirement.

واژه‌های دیگر با معنی «بدست اوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن