دیکشنری فارسی

glom

معنی فارسی

ربودن برداشتن نگريستن. مشاهده کردن نظر افکندن

معنی کامل و مثال‌ها

/gläm/vt.

(خودمانی)

قاپیدن، ناگهان گرفتن

ربودن

مشاهده کردن، نظر افکندن

* to glom onto

(خودمانی) گرفتن و نگهداشتن، بدست آوردن، به چنگ آوردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. take by theft “Someone snitched my wallet!” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. seize upon or latch onto something “The Republicans glommed onto Whitewater” “Verb Frames:” “Somebody ----s PP”

واژه‌های دیگر با معنی «ربودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن