دیکشنری فارسی

guardant

معنی فارسی

نگهبان نگهدار

معنی کامل و مثال‌ها

/gär´dǝnt, gärd´'nt/adj.

● (نشانه‌های اشرافی) تمام رخ (در مقابل نیم‌رخ)

* a lion guardant

شیری‌که همه صورتش در تصویر پیداست.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. looking forward

واژه‌های دیگر با معنی «نگهبان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن