دیکشنری فارسی

gummy

UKgʌmiː US'gʌmı

معنی فارسی

چسبناک انگمي صمغي انگم دار بادکرده

معنی کامل و مثال‌ها

/gum´ē/adj.

● صمغ مانند، سفت و چسبناک

● صمغ دار، پوشیده از صمغ

● صمغ آور، مولد صمغ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the sticky properties of an adhesive
  2. covered with adhesive gum

واژه‌های دیگر با معنی «چسبناک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن