gummy
UKgʌmiː
US'gʌmı
معنی فارسی
چسبناک انگمي صمغي انگم دار بادکرده
معنی کامل و مثالها
/gum´ē/adj.
● صمغ مانند، سفت و چسبناک
● صمغ دار، پوشیده از صمغ
● صمغ آور، مولد صمغ
تعریف انگلیسی
adjective
- having the sticky properties of an adhesive
- covered with adhesive gum