دیکشنری فارسی

viscid

UKvisid

معنی فارسی

چسبناک چسبنده لزج

معنی کامل و مثال‌ها

/vis´id/adj.

● چسبناک، لزج، چسبنده، دوسنده (رجوع شود به: viscous)

● پوشیده از ماده‌ی چسبناک، چسب‌پوش

viscid leaves

برگ‌های چسب‌پوش

●

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the sticky properties of an adhesive

مترادف‌ها

adjective
Glutinous, viscous, sticky, tenacious, slabby.

واژه‌های دیگر با معنی «چسبناک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن