دیکشنری فارسی

hapless

UKhæplis US'hæpləs

معنی فارسی

بدبخت بيچاره

معنی کامل و مثال‌ها

/hap´lis/adj.

نگون بخت، بدبخت، بیچاره، فلک زده، بینوا

a hapless mother with four orphaned children

مادر سیه روزگار با چهار طفل یتیم

مترادف‌ها

adjective
Luckless, unlucky, unfortunate, unhappy, wretched, miserable, ill starred, ill fated.

واژه‌های دیگر با معنی «بدبخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن