دیکشنری فارسی

hauling

UKhɔːliŋ US'hɔlıŋ

معنی فارسی

کشيدن سوي ديگربردن تغييرجهت دادن کشش چيزبدست اورده درامد

تعریف انگلیسی

noun
  1. the activity of transporting goods by truck

واژه‌های دیگر با معنی «کشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن