دیکشنری فارسی

heaps

UKhiːps UShi:ps

معنی فارسی

توده کومه انبوه توده کردن کومه کردن جمع کردن انباشتن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. a large number or amount “made lots of new friends” “she amassed stacks of newspapers”
  2. very much “thanks heaps”

واژه‌های دیگر با معنی «توده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن