دیکشنری فارسی

heartbroken

UKhɑːtbroukən US'hɑ:t'brəukən

معنی فارسی

دل شکسته .

معنی کامل و مثال‌ها

/härt´brō´kǝn/adj.

● دل شکسته، غمزده، نومید، داغ دیده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. full of sorrow

واژه‌های دیگر با معنی «دل شکسته .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن