helmet
UKhelmit
US'helmət
معنی فارسی
خود کلاه خود ترک کلاه اب
معنی کامل و مثالها
/hel´mǝt/n., vt.
● (در اصل) زره سر، خود، کلاهخود، سرپاس
the soldiers' helmets shone in the sun
کلاه خود سربازان در آفتاب برق میزد.
● (ورزش) کلاه فوتبال آمریکایی، چهرهپوش (در شمشیربازی)، کلاه غواصی، کلاه آتش نشانی، کلاه ایمنی (کارگران و موتورسیکلت سواران و غیره)
● رجوع شود به: hard hat
● هر چیز خود مانند (جام یا کاسهی برخی گلها)، خودسانه
● خوددار کردن، دارای کلاه ایمنی کردن
helmeted soldiers
سربازان مجهز به خود
تعریف انگلیسی
noun
- armor plate that protects the head
- a protective headgear made of hard material to resist blows
مترادفها
noun
Helm, morion, casque, headpiece, armor for the head.