hey for معنی فارسی به به به جانم به واژههای دیگر با معنی «به به به» bah به، علامت تعجب حاکي ازاهانت و تحقير. onto به، بر، سوي quince به، درخت به zowie به !، وا!، اوه ! thereto به آن، بدان (نامه يا قرارداد)، بعلاوه owing to نظر به، به واسطه، به سبب to به سوي، بطرف، پيش forcedly به زور، زورکي، به اجبار seedless به تخم، بي دانه، بي نسل overhead expenses به خرج، به هزينه