دیکشنری فارسی

hie

معنی فارسی

شتاب کردن شتابيدن زودرفتن عجله کردن شتابانيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/hī/vi., vt.

شتابیدن، تعجیل کردن

I heid myself to the post office

به پستخانه شتافتم.

مترادف‌ها

verb neuter
(Poetical and often with the reciprocal pronoun.) Hasten, go in haste.

واژه‌های دیگر با معنی «شتاب کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن