دیکشنری فارسی

tantivy

معنی فارسی

تند زود فرياد شکار تاخت حرکت تند شتاب کردن تاخت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tan tiv´ē/adv., n., pl.

چهار نعل، با سرعت تمام، به تاخت

تاخت، چهار نعل، سرعت زیاد

واژه‌های دیگر با معنی «تند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن