دیکشنری فارسی

rashly

UKræʃliː

معنی فارسی

تند ، از روي بي ملاحظگي ، بي پروائي ، شتابکاري ،

دلبازي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a hasty and foolhardy manner “he fell headlong in love with his cousin” “Derived from adjective: rash”

واژه‌های دیگر با معنی «تند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن