whirry
معنی فارسی
شتاب کردن بعجله حرکت کردن.
معنی کامل و مثالها
/hwu_r´ē/vt., vi.
● (اسکاتلند) شتاب کردن، عجله کردن
شتاب کردن بعجله حرکت کردن.
/hwu_r´ē/vt., vi.
● (اسکاتلند) شتاب کردن، عجله کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن