دیکشنری فارسی

hungered [arch]

معنی فارسی

گرسنه گرسنگي نما حاکي از گرسنگي گرسنگي آور خشک سست

واژه‌های دیگر با معنی «گرسنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن