in the road معنی فارسی مانع راه درسر راه واژههای دیگر با معنی «مانع راه» roadblock وسيله انسداد جاده .، راهگير بر پا کردن، راه بند ساختن hobble لنگيدن، شليدن، لنگ لنگان راه رفتن select برگزيده، ممتاز، منتخب imperviable نم ناپذير، سرايت ناپذير، راه مده barrier راه بند، سد، حصار pervious راه دهنده، غير مانع عبور، نفوذ پذير obstacle گير، مانع، رداع road block سد جاده، راه بند، مانع روي جاده