دیکشنری فارسی

inhabitation

UKinhæbiteiʃən USın'hæbə'teıʃən

معنی فارسی

سکني اقامت خانه گيري خانه گزيني

معنی کامل و مثال‌ها

/in hab´i tā´shǝn/n.

نشیمندی، درزیستی، سکنی‌گزینی، سکونت

واژه‌های دیگر با معنی «سکني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن