دیکشنری فارسی

insignia

UKinsigniə USın'sıgnıə

معنی فارسی

نشان نشان ها

معنی کامل و مثال‌ها

/in sig´nē ǝ/n.pl., n. sing. pl.

(جمع) نشان‌ها، مدال‌ها، علامات

آرم، نشان

(ارتش) جغه، جیغه، آرم نظامی، فر، نشان رسته یا گروه

insignia of the Iranian army

آرم‌های ارتش ایران

مترادف‌ها

noun plural
[Lat.] Badges of office, marks of distinction.

واژه‌های دیگر با معنی «نشان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن