intrusted
UKintrʌstid
معنی فارسی
سپردن واگذار کردن محول کردن تفويض کردن سپردن به
سپردن واگذار کردن محول کردن تفويض کردن سپردن به
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن