دیکشنری فارسی

invalidator

معنی فارسی

باطل کردن پوچ کردن بي اثر کردن بهم زدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. an official who can invalidate or nullify “my bank check was voided and I wanted to know who the invalidator was”

واژه‌های دیگر با معنی «باطل کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن