دیکشنری فارسی

kerf

UKkəːf

معنی فارسی

بريدگي ، چاک ، برش ، جاي بريدگي با اره ، جا اره

معنی کامل و مثال‌ها

/ku_rf/n., vt.

بریدگی ایجاد شده توسط اره، برش اره

برش اره ایجاد کردن، با اره گود انداختن

واژه‌های دیگر با معنی «بريدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن