kerf
UKkəːf
معنی فارسی
بريدگي ، چاک ، برش ، جاي بريدگي با اره ، جا اره
معنی کامل و مثالها
/ku_rf/n., vt.
● بریدگی ایجاد شده توسط اره، برش اره
● برش اره ایجاد کردن، با اره گود انداختن