دیکشنری فارسی

kerf

UKkəːf

معنی فارسی

بريدگي ، چاک ، برش ، جاي بريدگي با اره ، جا اره

معنی کامل و مثال‌ها

/ku_rf/n., vt.

● بریدگی ایجاد شده توسط اره، برش اره

● برش اره ایجاد کردن، با اره گود انداختن

واژه‌های دیگر با معنی «بريدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن