دیکشنری فارسی

laugher

UKlɔːgər

معنی فارسی

خنديدن خنده کردن خوش بنظر آمدن برق زدن بخنده گفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● خنده کننده، خندان

● (امریکا - عامیانه) پیروزی آسان، (انتخابات) بردن با آرای قریب به اتفاق

ریشه و کاربرد

ریشه

From laugh +‎ -er. First known use in the 14th century.

مثال

  • He is a loud laugher.
  • The game was a laugher by the second half.
  • She is known as a frequent laugher.

ترکیب‌های رایج

Loud laugher Frequent laugher Easy laugher

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who is laughing or who laughs easily
  2. an easy victory

واژه‌های دیگر با معنی «خنديدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن