دیکشنری فارسی

marks

UKmɑːks USmɑ:ks

معنی فارسی

نشان علامت اثر داغ آماج هدف مهر نمره نشان شايستگي درجه

تعریف انگلیسی

noun
  1. English businessman who created a retail chain (1888-1964)

واژه‌های دیگر با معنی «نشان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن