middle part معنی فارسی ميان قسمت مياني واژههای دیگر با معنی «ميان» middle ميان، وسط، مرکز center ميان، مرکز، مياني between ميان، درميان، بين centre ميان، مرکز، مرکزي midst ميان، وسط، دل midstream ميان، رودخانه، وسط نهر mongst ميان، درزمره، از جمله across از ميان، از وسط، سر تا سر middle sized ميان قد، نه زياد بزرگ نه زياد خرد، متوسطالقامه cross-cut ميان بر، راه ميان بر، ميان برکردن