mumchance معنی فارسی خاموش واژههای دیگر با معنی «خاموش» mump خاموش، عبوس نشستن، ترشروبودن quiet خاموش، ساکت، ارام mum خاموش، بي صدا، ساکت extinct خاموش، معدوم، نيست شده whist خاموش، هيس، يکجور بازي در ورق h خاموش، هس، ساکت باش silent خاموش، ساکت، بي صدا unvoiced خاموش، ساکت، بي صدا burnout خاموش شدن، تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله ي، افت آزاد يابه مرحله ي دورافکني go out خاموش شدن، عقب کشيدن