دیکشنری فارسی

mump

معنی فارسی

خاموش ، عبوس نشستن ، ترشروبودن ، من من کردن ،

حالت سنگيني و وقار بخود دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/mump/vt., vi

(محلی) زیرلبی گفتن، غرولند کردن

(قدیمی - خودمانی) استدعا کردن

(قدیمی - خودمانی) تقلب کردن

واژه‌های دیگر با معنی «خاموش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن