my dear f. معنی فارسی رفيق بنده خدا واژههای دیگر با معنی «رفيق» matey رفيق، صميمانه، دوستانه . fere رفيق، مصاحب، همسر. buddy رفيق، دوست، همرزم compadre رفيق، کاکا good fellow رفيق شفيق، دزد، هم پياله . cronyism رفيق بازي، پارتي بازي truepenny رفيق درستکار، باشرافت. boon companion رفيق اهل کين fellow هم قطار، رفيق، جور conpanion يار، رفيق، هم قطار