دیکشنری فارسی

nigrify

معنی فارسی

سياه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/nig´rǝ fī´/vt.

● (نادر) سیاه کردن، سیاهپوست کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make or become black “The smoke blackened the ceiling” “The ceiling blackened” “Something ----s” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «سياه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن