دیکشنری فارسی

begrime

معنی فارسی

چرک کردن سياه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē grīm´/vt.

● چرکین کردن، با گل (یا چیزهایی مثل روغن موتور و گریس و غیره) کثیف کردن، سیاه کردن

mechanics with begrimed hands

مکانیک‌ها با دستان سیاه و روغنی

تعریف انگلیسی

verb
  1. make soiled, filthy, or dirty “don't soil your clothes when you play outside!” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «چرک کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن