begrime
معنی فارسی
چرک کردن سياه کردن
معنی کامل و مثالها
/bē grīm´/vt.
● چرکین کردن، با گل (یا چیزهایی مثل روغن موتور و گریس و غیره) کثیف کردن، سیاه کردن
mechanics with begrimed hands
مکانیکها با دستان سیاه و روغنی
تعریف انگلیسی
verb
- make soiled, filthy, or dirty “don't soil your clothes when you play outside!” “Somebody ----s something” “Something ----s something”