دیکشنری فارسی

mudslinging

UKmʌdsliŋiŋ US'mʌds'lıŋıŋ

معنی فارسی

اندودن الودن ماليدن چرک کردن ملوث کردن لک انداختن لکه دارکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-sliŋ´iŋ/n.

(به ویژه در مبارزات انتخاباتی و غیره) لجن مالی، توسل به تهمت و دشنام

واژه‌های دیگر با معنی «اندودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن