دیکشنری فارسی

splotch

UKsplɔtʃ

معنی فارسی

اندودن ماليدن (با) بد رنگ کردن چرک کردن کثيف کردن اندود

معنی کامل و مثال‌ها

/spläch/n., vt., vi.

لکه، گوداب، لک

لک کردن، لک انداختن، لکه‌دار یا چرکین کردن

مترادف‌ها

noun
Spot, stain, smear, daub, blot.

واژه‌های دیگر با معنی «اندودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن